شب نویس بی همدم
اسیر تاریکی
سلام. اما تلخ... چقدر قشنگ شروع شد ، چقدر باهم خوب بودیم، شاد و شاد شاد... از اون روزی شروع شد که فکر میکردم از س خوشت اومده و باهاش دوست شدی! تو فکر میکردی اونی که sms میده منم. شیما...دختری که عاشقانه میپرستیدی و میپرستی ،اگه دنیارو بگردم اگه حتی بمیرم توی اون دنیا مثل تو نیست یه مرد... یه مرد به معنای مرد یه دست نجات ،یه روح پاک ،یه قلب صاف و عاشق ، یه انسان صادق... یه مرد عاشق به معنای واقعیه کلمه اینا تظاهر نیست حقیقته تو من و واسه خودم خواستی، با تمام غرورم با همه بدیام با اون همه خود خواهی خواستی و خواستی و خواستی... تا آخرین لحظه هیچ وقت از خواستنم دست نکشیدی . تا لحظه آخر عاشقانه به پام موندی اما... تو نرفتی ، تو حتی سرد نشدی، حتی به رفتن فکر نکردی من نخواستم بری ،حتی به نبودنت فکر نکردم اما... اما اونا منو از تو ، تورو از من جدا کردن بخاطر راحتی خودشون ،که دلواپس نباشن. تا همون عروسی که میخوان بیارن ، همون دامادی که دوست دارن داشته باشن کسی از من نپرسید؛ شیما دلت پیشه کیه؟ دلیل گریه هات چیه؟ فقط گفتن: شیما من دوست دارم تو با ... ازدواج کنی. دوستیت و با ... قطع کن!!!!!!!!!!!!!!! نگفتن پس دلاتون چی؟ چشمای عاشقت و فقط من دیدیم عشقم. دستای مهربونت و فقط من بوسیدم وااااااااااااااای وااااااااای از آغوش گرمت که فقط من حسش کردم... من و با چنگ و دندون نگه داشتی ، بخاطرم با دنیا جنگیدی ، تو روی همه واستادی تو دهن هر کسی که دهنشو باز کرد زدی ، من قدرت و میدونم عشقم میگم تا همه دنیا بدوونن تو پاک و زلالی. . . تو زندگی منی. . . الهی من فدای چشمای خیست. . . فدای نگاه پر از غمت. . . بمیرم واسه لحظه ای که دل تنگ میشی به گوشیت نگاه میکنی اما. . . دیگه شیما نداری. . شیما دیگه تکیه گاه نداره . همدرد نداره مرد عاشقشو نداره. سایه سرش و نداره. . . شیما همدرد نداره به خدا سپردمت نه به دست غریبه به فرشته های آسمون سپردمت . . . گرچند از یارم دور شدم اما دلاموون نزدیکه کارم هم به راهه و ... بقول شاعر: همه چی اروووووووووووووووووووووومه عزیزم از همینجا میگم که خیلی دووووووست دارم. ممنونم که هیچوقت تنهام نمیذاری، ممنوم که مثل یه کوه پشتمی، ممنونم که هنوزم بهم وفاداری، ممنونم که به همه ثابت کردی که فقط مال شیما هستی و بس دوست دارم... یادت باشه که تو جیگر شیما هستی تا همیشه روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم
چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک فقط می خوان بهت بگن :. . . . . تولدت مبارک بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس واسه تولد تو باید دنیا رو اورد ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد اینا یه یادگاری توی خاطره هاته ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد تولدت عزیزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون الهی که همیشه واسه تبریک امروز بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون دلم خیلی تنگ شده واسه همتون خوشملا ... این روزا امتحان دارم تا ۱۵ تیر. راستی من ۱۵ تیر درسم تموم میشههههههههههه فارغ التحصیل میشم برام دعا کنین که همه امتحانامو قبول بشم **********************،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،*********************** اینم به یاد مدرسه تقدیم شما: یادمان باشد که یادمان رفت... سرمشق هاي آب بابا يادمان رفت *********************،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،********************* تقدیم به همه دوستام: نگاه کن پنجره را .......هنوز در انتظار نگاه سردی از جانب توست .... و هیچ گاه از درون فریاد بی کسی را سر نداده است.... و فریاد ................ آشنایی بی نام و نشان ... گویی هنوز با آن غریبه ام ..... غربت را می شناسم اما فریاد را ....... نه ......... هنوز بیاد نمی آورمش ...... آخر چرا با من بیگانه ای ؟ چرا .......... و من هنوز منتظر ..... آه ........ باید فریادی از جان و دل سر نهم .. فریادی که بلندترین باشد...... گویند سکوت بلندترین فریادهاست....... گویند........ و......... گویند.......... اما مگر میشود برای آنهایی که نه گوشی دارند و نه چشمی ....... و نه حتی دلی ....... بلندترین فریاد را سر دهی؟............ مگر می شود ............ کر بود و بلندترین را شنید؟..... و این خود بس بچگانه است........ !! اما سکوت میکنم .. نه برای این که فریادی باشد بس بلند ... برای اینکه سکوتی باشد بس دلگیر .... ای همراه درد آشنای من.... ای نوازنده غریب نواز ........ و ای سیاهی شب های نورانی........ بیاد بیاور دیر زمانی را که همه چیز بهایی داشت.......... اشک.... لبخند.... دوستی.... محبت.... و .........!!! اما حال چه ؟؟!! ...................... وفقط می شود گفت ........... هیچ....... نمی گویم برای سفر با من باش........... می گویم دیگر وقت رفتن است...... نیازی به بستن کوله بار نداری............ ما تک و تنها خواهیم رفت ....... و دیگر مهم نیست ................. آری ... سالهاست که هیچ چیز دیگر مهم نیست .... یه موج اومد پاکش کرد شد همه سرنوشتم نشست توی خیالم انداختمش پایین تر از وقتی رفت تو قلبم چشام همیشه شد تر شاید بگی دیوونم شاید بگی که کورم نه کورم و نه ساده ولی سنگ صبورم هرچی که بود تموم شد گذشته هارو ول کن بشین و باز دوباره زندگی و پلی کن نخند به بیت قبلی دیوونگی همینه عقلم دیگه پریده . اینجا کجاست؟ زمینه؟ شعر از : داداش سعید گلم من با دستای خودم تموم میشم کی قراره قلبم آروم بگیره ؟ کی قراره که تو برگردی پیشم ؟ من به یادگاریات دست نزدم دستات و دادی بهم پس نزدم دل من شیشه ای بود از اولش اما تو شکستی اون و اخرش من به یادگاریات دست نزدم دستات و دادی بهم پس نزدم تو میخواستی من و از یاد نبری چی از عشقمون دلیل بهتری فکر میکردم که تو عاشقم میشی تو یه دنیای من عادت میکنی اما گفتی کاری میکنم که تو به دنیای یکی دیگه حسادت میکنی من به یادگاریات دست نزدم دستات و دادی بهم پس نزدم دل من شیشه ای بود از اولش اما تو شکستی اون و اخرش من به یادگاریات دست نزدم دستات و دادی بهم پس نزدم تو میخواستی من و از یاد نبری چی از عشقمون دلیل بهتری من به یادگاریات دست نزدم سلام سلام... خوبین ؟ خوش میگذره؟ من اومدم دوباره اومدم با یه دنیا حرف... با یه زندگی جدید یه زندگی با طعم توت فرنگی جووووووووووون . 4 مرداد تولدم مبارک ... از 4 مرداد زندگی جدید من شروع میشه و این زندگی جدید و پر از عشق و امید و مدیون توام.... خودت میدونی اسمتو نمیگم... تویی که بهم امید دوباره دادی واسه ادامه دادن... و حالا مثل کوه پشتمی و مطمئنم با تو فقط با تو میتونم ایندم و بسازم... 4مرداد 89د زندگی جدیدم و با یه ادم جدید شروع میکنم به امید روزهای طلایی ... حالا چرا انقدر من شاکی دارم؟ بخدا کاری نکردم فقط یه مدت سرم شلوغ بود درگیر درس و دانشگاه و... شرمندم... تا چند روز دیگه با یه مطلب جنجالی میام اونایی که نظر خصوصی گذاشتن بگم که من نه بی وفام نه بی معرفت نه فراموش کار... یکم سرم شلوغه . یکم هم مشکل دارم که نمیتونم بگم اما ... ازتون میخوام واسم دعا کنین مشکلم حل شه... از خداتون بخواین یه مدتی شاید نباشم اما زود میام. تا اون روز بای دوستون دارم دروغ میگی. فقط میخوای حرس من و در بیاری فکر میکنی میشینم و حسرت میخورم؟ نه. نه عزیزم من دیگه بت فکر نمیکنم میگی ما قسمت هم نیستیم . باشه من میدونم تو هم میدونی قسمت و ما میسازیم پس بگو تو نمیخوای ما قسمت هم باشیم من میدونم تو هم خوب میدونی کار تو . نه خدا... روزام روشن روشنه ... فکر نکن تاریک و تاره - عاشق کیه؟ - عشق چه احساسیه؟ چه رنگیه؟ - عشق و عقل رابطه ای با هم دارن؟ - واسه ساختن فردا چی لازمه؟ گذشته؟ امروز؟ - واسه مجازات یه اشتباه چقدر زمان لازمه؟ ــ و یه سوال دیگه که واسم خیلی مهمه ****** فاحشه کیه؟؟؟ به کی میگن فاحشه؟ ******
![]()
...همیشه به جیگرم فکر میکنم![]()
.![]()
![]()
![]()
و دوباره میاااااااااااااااااااااااااااااااااام![]()
............ دوستون دااااااااااااارررررم
.تا ۱۵ تیر![]()
![]()
تو میخندی و من آروم تو دست گریه میمیرم
حلالت میكنم اما نباید از خودم رد شم
تو گم میشی و من اینجا
تو رو با گریه می بخشم
تقاصه آرزوهامو كجای قصه پس دادی
كه از اوج پریدن ها به خاك گریه افتادی
كجای قصه پرواز چراغ راه رو گم كردم
كه باید اینهمه تنها به سوی خونه برگردم
حلالت میكنم اما به دیروز تو زنجیرم
تو رو گم میكنم وقتی تو دست گریه میمیرم
حلالت میكنم اما نمیتونم كه برگردم
تمومه آرزوهامو تو دنیای تو گم كردم
من از روزایی میترسم كه پشت مرز تقدیرن
از اینكه حتی رویاهام تو دستای تو میمیرن
حلالت میكنم اما هنوزم از تو دلگیرم...![]()
رفت و پشت سرشو هم نگاه نکرد
یکی بود زندگیشو هوس سوزوند
آبروش رفت و دیگه اینجا نموند
یکی بود یکی نبود و یک پری
یه بغل عاشقی های سرسری
کی بود اون که طاقت گریه نداشت
عاشق هوس شد و تنهام گذاشت
کی بود کی بود....
رسم نوشتن با قلم ها يادمان رفت
گل كردن لبخندهاي همكلاسي
دريك نگاه ساده حتي يادمان رفت
ترس از معلم حل تمرين پاي تخته
آن زنگهاي بي كلك را يادمان رفت
راه فرار از مشق هاي توي خانه
اي واي ننوشتيم آقا را يادمان رفت
آنروزها را آنقدَر شوخي گرفتيم
جدّيت تصميم كبري يادمان رفت
شعرخداي مهربان را حفظ كرديم
يادش بخير امّا خدا را يادمان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدميّت
آن حرفها را زود امّا يادمان رفت
فردا چكاره ميشوي موضوع انشا
ساده نوشتيم آنقدر تا يادمان رفت
ديروز تكليف آب بابا بود و خط خورد
تكليف فردا نان و بابا يادمان رفت![]()





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






























